16


جایی این جمله رو خوندم و چقدر واقعیه:
بهترین تعریفى که از افسردگى شنیدم،
جنگ بین مغزى که مى‌خواد بمیره و
 بدنى که مى‌خواد زنده بمونه … 

shahrzad hemati

پ.ن:نقل قول از توییتر فارسی!
  
نویسنده : سورمه ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :

15:The last samurai

وقتی یه فیلمو میبینی فقط بخاطر موسیقی متن عالیش!

 

 

 

 

 

 

   

  
نویسنده : سورمه ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :

14

خیلی خسته ام ....

از نشدنا!

  
نویسنده : سورمه ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :

13

توی فیلم "بروکلین" تا وقتی دختره با تونی آشنا نشده بود کل دنیا نادیده اش میگرفتن به محض اینکه رابطه اش با پسره عمیق شد ،انگار همه دنیا متوجه ش شدن

تا وقتی یه نفر نبینتت از کل دنیا انگار خوده دنیام باهات قهره!

نوبسنده این فیلمم میدونسته که زندگی بودن عشق پر از ناامیدی و غمه!

  
نویسنده : سورمه ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :

12

از عشق....

هر چیزی که میشناسمو

از من  گرفتی

تو باقیمونده احساسمو

از من گرفتی

  
نویسنده : سورمه ; ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها : ترانه

11

هرچی بیشتر میگذره تمایلت برای ایجاد رابطه جدید و ترمیم رابطه های قبلی رو از دست میدی

حتی دلت میخواد همین رابطه های الانم تموم شن تا ققط خودت باشی که توی حباب تنهاییت قل بخوری و از دست رفتارای چس بقیه حرص نخوری و دلت نگیره..

دروغ چرا 

من همیشه تنهایی حالم بهتره

تنهایی انگار مغزم بهتر کار میکنه 

بهترین اوقات برای من اون موقع هایی که کلید بندازم بیام توی خونه کسی نباشه 

چراغا رو خاموش کنم و هله هوله بخورم و فیلم ببینم

یکی از دوستای دبیرستان پیام داد که بیا با یکی دیگه از دوستای دیگه دبیرستانم بریم بیرون 

حالا این نفر سوم که اسمش نگینه،منو توی اینستا یکسالو نیم پیش بلاک کرد و ازدواج کرد و به من هیچی نگفت بدون هیچ بحث و حرف قبلی!ینی خیلی شیک با من قطع ارتباط کرد!

نمیدونم چرا اون شب قبول کردم گفتم شما برنامشو بچینین منم میام

ولی الان پشیمونم

به خودم احترام میذارم 

و همه اونایی که بهم بی احترامی کردنو ، کنار میذارم

تازه

برای اون دوست دانشگاهمم برنامه دارم!

  
نویسنده : سورمه ; ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :

10

این مدتی که نبودم،رفتم پیش دکترم و گفتم که قرصام اصلا اثر نداره ، دلم همش میگیره و انگار که من هیچ دارویی نمیخورم ،گفتم دستام میلرزه و آستانه تحمل استرسم اومده پایین، حتی بهش گفتم که یبار خیلی شدید عصبانی شدم و کلی جیغ زدم توی خونه ...

اونم قرصامو به جز اس سیتالو عوض کرد 

بهم آرام بخش داد دوتا لیبراکیم و ماپروتیلین

دوروز اول که همش خواب بودم ولی الان اینجوری نیس

خوبیه اینا اینه که تا میندازی بالا ، میخوابی ...بدون هیچ تلاشی...بدون هیچ فکری!

من ازونایی بودم که سخت خوابم میبرد ولی الان تحت هرشرایطی میخوابم 

حال روحیمم بهتره 

دیروز ظهر که حالم بد بود قرصمو خوردم و خزیدم توی تخت ،عصر که بیدارشدم یاد سیگما افتادم

بخودم گفتم به چپم که نیست یا مثلن من قرار نیس بهش برسم و به راستم که هیچکس منو دوست نداره درعوض مامانم و خواهرم کنارمن!

بعدشم رفتم حموم و شب با خواهر بزرگمو داداشم رفتیم پارک

خیلی خوش گذشت برخلاف همیشه که ریده میشد توی دورهمیامون!

فک میکنم هیچی بجز خودم مهم نیس!

الانم برنامم اینه که این یه ماه باقیمونده رو بخودم سخت نگیرم و هرکار دلم خواست بکنم و غصه الکی واسه کسیکه منو به فلانشم نمیگیره،نخورم!

  
نویسنده : سورمه ; ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :

9

دلمو به چی خوش کنم که آروم بگیرم

به چه دستاویزی چنگ بزنم که خلاص شم

داشتم فراموشش میکردم 

چرا باید خواب ببینم تو بغلش که اینجور گر بگیره دلم

فاک...

چرا رفتم پیج خواهرش 

چرا اطلاعاتم ازش بیشترشد

تاوان کدوم گناهو داره پس میده دلم

خدایا 

سه ساله دارم عذاب میکشم

خسته شدم

  
نویسنده : سورمه ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :

8

خواهرش پیجشو پابلیک کرده

پستاشو دیدم

خیلی خانواده گرمو صمیمین  برعکس ما که از یه خانواده نظام گسیخته ایم .برای همین اینقدر مهربون بود خودشم

مامانو باباش خیلی جوونن

و اینکه خودش کپی باباشه..

اون داداشش و خواهرش کپی مامانه

جالب اینه ک خواهرش حجاب میکنه و مامانش 

مث اکثر شمالیا نیستن که بی حجاب باشن

و اینکه نماز میخونن و روزه میگیرن!

  
نویسنده : سورمه ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :

7

خوشبخت ترین آدم روی زمینه کسی که به عشقش میرسه!

  
نویسنده : سورمه ; ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :

6........تعبیر خوابم باید تو باشی!

دیشب خواب دیدم اومده خونمون

خواب دیدم نامزد شدیم

شماره شو بهم داد

بهش پیام میدادم

خواب دیدم تو آغوششم

دیدم انگشتامونو بهم گره زدیم

دیدم همو بوسیدیم

الانک عکساشو میبینم انگار برام خیلی آشناس

انگار سالها باهاش دیشب توی خوابم زندگی کردم

  
نویسنده : سورمه ; ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :

5

چقد مزخرف شده پرشین بلاگ 

یکی بمن بگه چجوری میشه کامنت گذاشت؟؟

هرکار میکنم نمیشه!!!

هرکی گذری رد شد ی ثوابی بکنه یه مومنو نجات بده از بلاتکلیفی!!

  
نویسنده : سورمه ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :

4

بهم گفت کسخلی تو ، اون تو رو به فلانشم نمیگیره!

مینویسم تا یادم بمونه

واقعن نیاز بود یکی این حقیقتو تف کنه توی صورتم!

  
نویسنده : سورمه ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :

3

بگذر زمن ای آشنا چون من از تو دیگر گذشتم...

  
نویسنده : سورمه ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها : ترانه

2

محیط جدید اینجا رو دوست ندارم!!

حسه آدمی رو دارم که تازه وارد یه جمع غریبه شده و هیشکیم باهاش حرف نمیزنه!

میدونی یکم قبل خراب شدن پرشین بلاگ به یه محیط جدید فک میکردم 

به یه وب جدید 

البته میخواستم هرموقع روند زندگیم عوض شد یه وب جدید بزنم 

ولی وبم ناخودآگاه عوض شد ...به فال نیک بگیرم که زندگیمم تغییر میکنه؟؟

  
نویسنده : سورمه ; ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :

من ندارم سرِ یاس...!

پرشین بلاگ همون بلای بلاگفا رو سره نوشته هام آورد...

ولی خب چه میشه کرد...

این جا سومین وبلاگمه...

دوباره اومدم که بنویسم ازین روح تیکه تیکه!!

  
نویسنده : سورمه ; ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :