26:از طرف نویز برای من....کسی که انگار من است...

آره سین عزیزم، واسه من که همه ی عمرم درگیر عشقای یه طرفه بودم و هیچوقت طعم دوست داشته شدنو نچشیده بودم، این یه هفته مثل خواب گذشت. یه خواب خوب. 

 

تردید هام هنوز هستن و ترسهام. اما دارم بعد از هزاران سال میفهمم دوست داشتن چه شکلیه. 

توی آینه به خودم نگاه میکنم، به چشمام، از چشمای یه مرده فاصله گرفته. اونم من که نقش مرده رو بازی کردن رو خوب بلدم. 

و آره علی رغم همه چیز و همه شرایط بازم میشه عاشق شد و مسخره ترین چیز دنیا اینه که بشینی منتظر تا یکی پیدا بشه و بهت مسج بده، یا عاشقت شه، یا پیشنهاد بده. 

بخش زیادی از عمرمون رو حسرت آدمایی رو خوردیم که دوستمون نداشتن، فقط واسه اینکه گزینه ی دیگه ای وجود نداشت. 

من نمیگم به آر اصلن فکر نمیکنم، بعضی وقتا میاد تو ذهنم، اما دیگه هیچ واکنشی ذهنم بهش نشون نمیده چون تمام توجهم یه جای دیگست. 

اگر یکی تو دنیا باشه که حال تو رو خوب بفهمه منم، همونطور که تمام این مدت طولانی در جریان پست هام و وضعیتم بودی. 

و با اینکه فقط خواننده ی وبلاگای همدیگه ایم همیشه تو دلم برات بهترینا رو خواستم و نمیتونم نسخه ای که واسه خودم چیدم رو واسه تو هم بپیچم. 

اما منتظر بودن بدترین و فرسوده کننده ترین کاریه که میشه کرد. خودت برو جلو، از هرکسی که خوشت میاد، یا حتی اگه نمیاد، چون ممکنه بعدش خوشت بیاد. 

به خودت بگو چیزی برای از دست دادن نداری، در بدترین حالت، یه حادثه ی جدید داری واسه عزاداری کردن، نه یه حادثه ی فرسوده که نخ نما شده. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:1  توسط نویز  
  
نویسنده : سورمه ; ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ امرداد ،۱۳٩٦
تگ ها :